کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۴۱ - بود دی در چمن ای قبله حاجتمندان...

1

بود دی در چمن ای قبله حاجتمندان

دل ز هجر تو و وصل دگران در زندان

2

پر گره گشت درونم ز تحمل چون مار

بر جگر به سکه در آن حبس فشردم دندان

3

صد تن آنجا به نشاط و ز فراق تو مرا

غصه چندان که نخواهی و الم صد چندان

4

کام پر زهر و جگر پر نمک و دل پرخون

می نمودم به حریفان لب خود را خندان

5

در ببستند ز اندیشه پس خم زدنم

در عشرت به رخ اهل محبت بندان

6

حرف دلکوب حریفان به دلم کاری کرد

که مگر حدت حداد کند با سندان

7

بی حضور تو من و محتشم آنجا بودیم

بر طرب غصه گزینان به الم خورسندان

8

پس رفتم و این غزل به دستش دادم

و اندر ره معذرت به خاک افتادم

متن شعر کپی شد.