کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۴۵ - گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من...

1

گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من

وزین شهرم سیه رو کرده چشم روسیاه من

2

چرا آن تیره اختر کز برای یکدرم صدجا

رخ خود زرد سازد مردمش خوانند ماه من

3

کسی کو خرمن تمکین دهد بر باد بهر او

چرا در زیر کوه غم بود جسم چو کاه من

4

به سنگم سر مکوب ای همنشین تا آستان او

که از پای کسان فرسوده نبود سجده گاه من

5

به رخساریکه باشد هر نفس آئینه صد کس

چه بودی گر بر او هرگز نیفتادی نگاه من

6

اگر از آتشین دلها نسوزم خرمن حسنش

همان در خرمن عمر من افتد برق آه من

7

مرا جلاد مرگ از در درآید محتشم یارب

بکویش گر ز گمراهی فتد من بعد راه من

متن شعر کپی شد.