کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۵۱ - قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای او...

1

قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای او

به جان هرچند رنجم بیشتر میرم برای او

2

به کارم هر گره کاندازد آن پیمان گسل گردد

مرا دل بستگی افزون به زلف دلگشای او

3

دل آزارست اما آنقدر دانسته دلداری

که بیزار است از آزادی خود مبتلای او

4

جفاکار است لیکن می دهد زهر جفاکاری

چنان شیرین که از دل می برد ذوق وفای او

5

بلای جان ناساز است و جانبازان شیدا را

میسر نیست یکدم شاد بودن بی بلای او

6

شه اقلیم بیداد است و مظلومان محنت کش

برای خود نمی خواهد سلطانی ورای او

7

نخواهد محتشم جز آستانش مسندی دیگر

که مستغنی است از سلطانی عالم گدای او

متن شعر کپی شد.