کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۵۴ - گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه...

1

گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه

چشم از رویت نبستم روی چشم من سیاه

2

کم نگه کردم که رویت را ندیدم سوی غیر

غیرتم بنگر که دیگر می کنم سویت نگاه

3

مدعی سررشته وصلت به چنگ آورده است

هست زلف در همت اینک به این مغنی گواه

4

غیر پر کید و تو بی قید و من از مجلس برون

جز خدا دیگر که پاس عصمتت دارد نگاه

5

حکم غیرت نیست در ملک دلم جاری بلی

از سیاستهای پیشین تایب است این پادشاه

6

گردد ای بت تا کی ازین جنگهای زرگری

از تو ضایع ناوک بیداد و از من تیر آه

7

از ته دل با کسان میدار صحبت بعد از آن

میشو از لطف زبانی محتشم را عذر خواه

متن شعر کپی شد.