کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۳ - دست به دست همچو گل آن بت مست می رود...

1

دست به دست همچو گل آن بت مست می رود

گر ز پیش نمی روم کار ز دست می رود

2

من به رهش چو بی دلان رفته ز دست و آن پری

دست به دوش دیگران سر خوش و مست می رود

3

دل به اراده می دهد جان به کمند زلف او

ماهی خون گرفته خود جانب شست می رود

4

من به خیال قامتت می روم از جهان برون

شیخ به فکر طوبی از همت پست می رود

5

بار چو بستم از درت مانع رفتنم مشو

زان که مسافر از وطن بار چو بست می رود

6

خانه پرست از ریا رفت و به کعبه کرد جا

کعبه ماست هر کجا باده پرست می رود

7

گیسوی حور اگر بود دام فسون ز قید آن

مرغ که جست می پرد صید که رست میرود

8

کلک زبان محتشم در صفت تو ای صنم

هر سخنی که زد رقم دست به دست می رود

متن شعر کپی شد.