کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۱ - چشمم چو روز واقعه در خواب می شود...

1

چشمم چو روز واقعه در خواب می شود

کین من از دل تو عنان تاب می شود

2

گفتی که آتشت بنشانم به آب تیغ

تا تیغ میکشی دل من آب می شود

3

در مجلسی که باده باغیار می دهی

خون جگر حواله احباب می شود

4

از روی سیمگون چو سحر پرده می کشی

مه بر فلک ز شرم تو سیماب می شود

5

در طاعت از تواضعت اندیشه جواب

جنبش فکن در ابروی محراب می شود

6

آن وعده دروغ تو هم گه گهی نکوست

کارام بخش عاشق بی تاب می شود

7

از بخت تیره هرچه طلب کرد محتشم

چون کیمیای وصل تو نایاب می شود

متن شعر کپی شد.