کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۸ - ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آید...

1

ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آید

من آفتاب ندیدم که ماه ماه برآید

2

قدم کند از بیم پاس غیر توقف

به من گهی که ازان غمزه قاصد نظر آید

3

ز ناز داده کمانی به دست غمزه که از وی

گزنده تر بود آن تیر که آرمیده تر آید

4

قلم چو تیر کند در پیام شخص اشارت

به جنبش مژه از دود دل به هم خبر آید

5

رسید و در من بی دست و پا فکند تزلزل

چو صید بسته که صیاد غافلش به سر آید

6

هزار حرف که از من کند سئوال چه حاصل

که من ز نطق برآیم چو او به حرف درآید

7

به اینطرف نگه تیز چند صید نزاری

به ناوکی جهد از جا که بر یکی دگر آید

8

دو چشم جادویت آهسته از کمان اشارت

زنند تیر که در سنگ خاره کارگر آید

9

فضای دیده پرخون محتشم ز خیالت

حدیقه ایست که آبش ز چشمه جگر آید

متن شعر کپی شد.