کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۹ - قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید...

1

قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید

زمین بر من زبان بهر مبارک باد بگشاید

2

به خاک از رشحه خون نقش شیرین آید ولیلی

رگ فرهاد و مجنون را اگر فصاد بگشاید

3

خط پرویز را از عشق خود در وادی شیرین

که هر جا مشکلی در ره بود فرهاد بگشاید

4

زبان عجز بگشاید که ای شاه جفا پیشه

کز استیلا کمین بر صید و خود صیاد بگشاید

5

قضا پیش از محل تیر بلائی گر کند پرکش

نگهدارد که روزی بر من ناشاد بگشاید

6

در حرمان که دارد صبر دخلی در گشاد آن

کلیدش هست چون بر گشته بیداد بگشاید

7

گره از تار زلفش محتشم نتوان گشود اما

اگر توفیق باشد کور مادرزاد بگشاید

متن شعر کپی شد.