غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۵۸۷ - محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی...
1
محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی
پادشاهی گر نکردی این زمان کی میکنی
2
توسن عمر آن جهان پیما ستور باد پا
یک جهان طی می کند چون بادپاهی میکنی
3
سختی راه محبت را دلیل این بس که تو
در نخستین منزلی هرچند ره طی میکنی
4
ساقیا بر ساحل غم مانده ام وقتست اگر
کشیت ساغر روان در قلزم می میکنی
5
سنبل از تاب جمالت می نشیند در عرق
زلف را هرگه نقاب روی پر خوی میکنی
6
آهوان در پایت ای مجنون از آن سر می نهند
کاشنائی با سگ لیلی پیاپی میکنی
7
گفته بودی می کنم با محتشم روزی وفا
شاه خوبان وعده کردی و وفا کی می کنی