کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۵۷ - دارم از دست تو بر سر افسر بی غیرتی...

1

دارم از دست تو بر سر افسر بی غیرتی

می برم آخر سر خود با سر بی غیرتی

2

سر چو نقش بستر از جا برندارد هرکه او

همچو من پهلو نهد بر بستر بی غیرتی

3

از جبینم کوکبی می تابد و می خوانمش

بنده داغ عشق و غیرت اختر بی غیرتی

4

هست در زیر نگینم کشوری عالی سواد

نام او در ملک غیرت کشور بی غیرتی

5

در ریاض وصل می بینم بری از حد برون

بر نهال عشق خود اما بر بی غیرتی

6

بشکنید ای دوستان دستم که تا بنشسته ام

بر در غیرت زدم صد ره در بی غیرتی

7

شاه غیرت گو که بنهد همچو ملک بی ملک

شهر دل را در میان لشگر بی غیرتی

8

ای دل آتشپاره ای بودی تو در غیرت چرا

بر سر خود بیختی خاکستر بی غیرتی

9

یا مبر نام غزالان محتشم یا همچو من

نام دیوان غزل کن دفتر بی غیرتی

متن شعر کپی شد.