کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۵۸ - یزک سپاه هجران که نمود پیشدستی...

1

یزک سپاه هجران که نمود پیشدستی

عجب ارنگون نسازد علم سپاه هستی

2

ز می فراق بوئی شده آفت حضورم

چه حضور ماند آن دم که رسد زمان مستی

3

عجب است اگر نمیرم که چو شمع در گدازم

ز بلند شعله وصلی که نهاده روبه پستی

4

چه کنی امیدوارم به بقای صحبت ای گل

تو که پای بر صراحی زدی و قدح شکستی

5

چه دهی تسلی من به بشارت توقف

تو که محمل عزیمت ز جفا به ناقه بستی

6

بجز این که نقد دین را همه صرف کردم آخر

تو ببین چه صرف کردم من ازین صنم پرستی

7

به دو روزه وصلی باقی چه امید محتشم را

که بریده بیم هجرش رگ جان به پیش دستی

متن شعر کپی شد.