کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۶۴ - هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئی...

1

هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئی

روی در هرکس که دارم قبله جانم توئی

2

گرچه در بزم دگر شبها چو شمعم در گداز

آن که هر دم می کشد از سوز پنهانم توئی

3

گرچه هستم موج خور در بحر شوق دیگری

آن که از وی غرقه صد گونه طوفانم توئی

4

گرچه خالی نیست از سوز بت دیگر دلم

آن که آتش می زند در ملک ایمانم توئی

5

گرچه بنیاد حضورم نیست زان مه بی قصور

جنبش افکن در بنای صبر و سامانم توئی

6

گرچه زان گل همچو بلبل نیستم بی ناله

غلغل افکن در جهان از آه و افغانم توئی

7

گرچه نمناکست زان یک دانه گوهر دیده ام

قلزم انگیز از دو چشم گوهر افشانم توئی

8

گرچه می آلایم از دیدار او دامان چشم

گل رخی کز عصمت او پاک دامانم توئی

9

گرچه جای دیگرم در بندگی چون محتشم

آن که او را پادشاه خویش میدانم توئی

متن شعر کپی شد.