کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه والتمثیل

1

بر آن پیر زن شد مرد مهجور

که برگو سرگذشتی گفت هین دور

2

سرکس می ندارم این زمان من

که سرگم کرده اند این ریسمان من

3

ببین چندین طلب کار دگرگون

زفان ببریده و سر داده بیرون

4

چه گویم چون زفان این ندارم

دلم خون گشت جان این ندارم

5

فلک گرچه بسی بربوک بشتافت

لباس سوک یافت از دردنایافت

6

چه گر کوه این حقیقت را کمر بست

بریخت آخر که بادش بود در دست

7

چو دریا هرک زینجا قطره برد

ز رنج تشنگی هم خشک لب مرد

8

اگر خورشید گویم با رخی زرد

شود در کوش هر شب هم بدین درد

9

اگر ماهست می بینی که هر ماه

سپر بندازد از حیرت درین راه

10

زمین خود خاک بر سر دارد از غم

فلک سرگشته در افسوس و ماتم

11

دهان آلوده عرش و در شکم هیچ

گرفته لوح لوح از سر قلم هیچ

متن شعر کپی شد.