کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

بگوش خود شنودستم ز هر کس

که موری را بسالی دانه بس

2

ز حرص خود کند در خاک روزن

گهی گندم کشد گه جوگه ارزن

3

اگر بادی برآید از زمانه

نه او ماند نه آن روزن نه دانه

4

چو او را دانه سالی تمام است

فزون از دانه جستن حرام است

5

مثال مردم آمد حال آن مور

که نه تن دارد و نه عقل و نه زور

6

شده در دست حرص خود گرفتار

بنام و ننگ و نیک و بد گرفتار

7

همی ناگاه مرگ آید فرازش

کند از هرچ دارد خوی بازش

8

هر آن چیزی که آنرا دوست تر داشت

دلش باید ازو ناکام برداشت

9

چو بستاند اجل ناگاه جانش

سر آرد جمله کار جهانش

10

نه او ماند نه آن حرصش که بیش است

کدامین خواجه صد درویش پیش است

متن شعر کپی شد.