غزل · مولوی
غزل شماره ۸۲۹ - هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود...
1
هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
هر چه کشت افزاست آتش چون بود
2
نقش هایی که نگارد آن نگار
عقل آن را جز که مفرش چون بود
3
شربتی را کو به مست خود دهد
جز لطیف و پاک و دلکش چون بود
4
کشتی شش گوشه ست این شش جهت
بحر بی پایان در این شش چون بود
5
نرگس چشمی کز این بحر آب یافت
در شناس بحر اعمش چون بود
6
چون گشادی یافت چشمی در رضا
از سخط هر لحظه اخفش چون بود
7
هین خموش و از خمول حق بترس
مومن اقبال مرعش چون بود