سایر · عطار
شماره ۱۷ - شمع آمد و گفت: چون منم دشمن من...
1
شمع آمد و گفت: چون منم دشمن من
کوکس که به گازی ببرد گردن من
2
گر بکشندم تنم بماند زنده
ور زنده بمانم بنماند تن من
سایر · عطار
شمع آمد و گفت: چون منم دشمن من
کوکس که به گازی ببرد گردن من
گر بکشندم تنم بماند زنده
ور زنده بمانم بنماند تن من