سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
بود خوش دیوانه در زیر دلق
گفت هر چیزی که دروی ماند خلق
2
علتست و من چو هستم دولتی
میرسم از عالم بی علتی
3
از ره بی علتیم آوردهاند
در جنون دولتیم آوردهاند
4
لاجرم کس را بسرم راه نیست
از جنونم هیچ جان آگاه نیست
5
هرکه در بی علتی حق فتاد
در خوشی جاودان مطلق فتاد
6
هرچه دید و هرچه بروی رفت نیز
خوش شمرد آن جمله چون جان عزیز