سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
بود مردی چست خوش خوش نام او
حق تعالی کرده نامش دام او
2
گر کسی در جانش آتش میزدی
او نرنجیدی و خوش خوش میزدی
3
خانه بودش فرو افتاد پاک
ماند فرزند و زنش در زیر خاک
4
ایستاده بود خوش خوش برکنار
وانگهی میگفت خوش خوش اینت کار
5
چون همه چیزی ز پیشان دید او
قول خوش خوش گفتن آسان دید او
6
گر چو خوش خوش خوش نبینی هر چه هست
خوش خوشی در ناخوشی افتی بشست
7
گر شود همچون زمین پست آسمان
تو خوشی خود طلب کن از میان