سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
شد بگورستان یکی دیوانه کیش
ده جنازه پیشش آوردند بیش
2
تا که بر یک مرده کردندی نماز
مرده دیگر رسید از پی فراز
3
هر زمانی مرده دیگر رسید
تا یکی بردند دیگر در رسید
4
مرد مجنون گفت بر مرده نماز
چند باید کرد کاریست این دراز
5
کی توان بر یک بیک تکبیر کرد
جمله را باید کنون تدبیر کرد
6
هرچه در هر دو جهان دون خداست
بر همه تکبیر باید کرد راست
7
بر در هر مرده نتوان نشست
چار تکبیری بکن بر هر چه هست
8
ورنه دنیا زود مردارت کند
مرده تر از خویش صد بارت کند
9
نقد دنیا گرچه بسیاری بود
چون ز دستت رفت مرداری بود