سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
آن یکی حمال خوش بنشسته بود
رشته حمالیش بگسسته بود
2
سایلی گفتش چرا ای مرد خام
این چنین بیکار بنشستی مدام
3
سیم از تو باز میافتد بسی
چون کند بی سیم بیکاری کسی
4
پس زفان بگشاد حمال دژم
گفت باز افتد گر از من یک درم
5
یک درم گر رفت صد من بار نیز
باز میافتد ز پشتم ای عزیز
6
بار تا چندی کشی بی بار باش
گر دمی باقیست برخوردار باش