سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
آن وزیری را چو آمد مرگ پیش
کرد حیران روی سوی قوم خویش
2
گفت دردا و دریغا کز غرض
آخرت با خواجگی کردم عوض
3
زارزوی این جهان میسوختم
لاجرم آن یک بدین بفروختم
4
میروم امروز جانی سوخته
رفته دنیا و آخرت بفروخته
5
ای دل غافل دمی بیدار شو
چند بد مستی کنی هشیار شو
6
رفتگان اندر نخستین منزلند
منتظر بنشسته و مستعجلند
7
بیش ازین در بند خودشان می مدار
چندشان فرمائی آخر انتظار