سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
بود آن دیوانه در اضطرار
در مناجاتی شبی میگفت زار
2
کای خدا از تو نخواهم هیچ من
یا دهی یا ندهیم بشنو سخن
3
سخت در خود ماندهام جان در خطر
تا که از من این چه دادی واببر
4
این وجودم را که داری در زحیر
مینخواهم هیچ میگویم بگیر
5
هرچه از دیوانه آید در وجود
عفو فرمایند از دیوان جود
6
گرچه نبود نیک بپذیرند ازو
پس بچیزی نیک بر گیرند ازو
7
هر بد او را مراعاتی کنند
از نکو وجهی مکافاتی کنند