سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
بود ملاحی معمر کار دان
زو کسی پرسید کای بسیار دان
2
از عجایبهای دریا بازگوی
گفتش آن ملاح کای اسرار جوی
3
این عجبتر دیدهام من کز بحار
در سلامت کشتی آید باکنار
4
کشتئی بر روی غرقابی مدام
موج میآید دمادم بر دوام
5
ما میان موج و غرقابی سیاه
منتظر تا باد چون آید ز راه
6
بر نیاید هیچ کاری از حیل
و اطلاعی نیست بر لوح ازل
7
پس طریق تو بفرمان رفتن است
بیخودی در وادی جان رفتن است
8
بنده آن بهتر که بر فرمان رود
کز خداوند آنچه خواهد آن رود