سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
آن یکی پرسید از عباسه باز
گفت ای نطقت کلید گنج راز
2
نیست کس از سیم داران مونست
می نیاید خواجه در مجلست
3
گفت کی آید بر من سیم دار
کز منش بر هم نماند کار و بار
4
سیم داری کو بمجلس آیدم
گر همه چون زر بود مس آیدم
5
جیب در گردن رسن گردانمش
پیرهن در بر کفن گردانمش
6
از زفان من بچشم سیم دار
چون لحد گردد سرای زرنگار
7
عیب او پوشید نتوانم برو
دین او را کفر گردانم برو
8
این چنین کس کی کند رغبت بمن
کی درست آید چنین نسبت بمن
9
سوی هر ظالم بود رغبت ترا
کی توان کردن بمن نسبت ترا
10
درگه ظالم چه جای مومن است
هرکه در آتش رود ناایمن است