سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
مرگ را مردی بجان مشتاق شد
پیش خواجه بوعلی دقاق شد
2
گفت من از دست شیطان رجیم
می ندارم ذره از مرگ بیم
3
هر دمم جان گوئیا شیطان برد
مرگ نیکوتر بود گر جان برد
4
خواجه گفت ای چاره خواه نیکبخت
در سرایت از میان بر کن درخت
5
تا برو گنجشگ ننشیند دگر
بی درختت دیو کی بیند دگر
6
تا درونت آشیان دیو هست
دایمت ازدیو سر کالیو هست
7
چون بسوزی آشیان دیو پاک
دیو را با تو چه کار ای دردناک