سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
گفت با مجنون شبی لیلی براز
کای بعشق من ز عقل افتاده باز
2
تا توانی با خرد بیگانه باش
عقل را غارت کن و دیوانه باش
3
زانک اگر تو عاقل آئی سوی من
زخم بسیاری خوری در کوی من
4
لیک اگر دیوانه آئی در شمار
هیچکس را با تو نبود هیچ کار