کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

الحکایه و التمثیل

1

عاشقی میرفت سوی حج مگر

شد بر معشوق بر عزم سفر

2

گفت اینک در سفر افتادهام

هرچه فرمائی بجان استادهام

3

در زمان معشوق آن مرد نژند

نیم خشتی سخت در عاشق فکند

4

همچو دریش از زمین برداشت مرد

بوسه بر داد و درو سوراخ کرد

5

پس بگردن درفکند آن را بناز

مینکرد از خویشتن یک لحظه باز

6

هرکه زو پرسید کاین چیست ای عزیز

گفت ازین بیشم چه خواهد بود نیز

7

در همه عالم بدین گیرم قرار

کاینم از معشوق آمد یادگار

8

هرکرا بوئی رسد از سوی او

هر دو عالم چیست خاک کوی او

9

گر ازو راهی بود سوی تو باز

تو ازین دولت توانی کرد ناز

10

گرترا آن راه گردد آشکار

هرچه توگوئی بود از عین کار

متن شعر کپی شد.