غزل · عطار
غزل
1
سالها بودم ز عشق گل بدرد
با دو چشم پر زخون و روی زرد
2
خوش وصالی بد رخ این باغبان
تا چه آمد بر سرش از گرم و سرد
3
برد محبوب مرا از گلستان
با دو چشم پر ز خون و روی زرد
4
بعد از این خاک سر کویش بیار
بار او بر چشم ما کن همچو گرد
5
چون نکردم شکر ایام وصال
پیش آمد باز این دوران بدرد
6
ای دل غمدیده با دوران بساز
یا برو طومار دعوی در نورد
7
ناله کردن تا چه بگشاید مرا
این زمان از باغبان باید مرا
8
رفت بلبل از پی گل تا بشهر
تا چه می آید بروی گل ز دهر
9
دید سوراخی درو گل ریخته
آتشی در زیر آن انگیخته
10
آبروی گل از آنجا می چکید
این غزل می گفت بلبل می شنید