سایر · عطار
در بیان صبر
1
تا شوی در روزگار از صابران
رو مکن از دیدن سختی گران
2
روی خود گر ترش سازی از بلا
خویش را از صابران مشمار هلا
3
در بلا وقتی که صابر نیستی
نزد اهل صدق شاکر نیستی
4
بی شکایت صبر تو باشد جمیل
با کسی کم کن شکایت ای خلیل
5
گر نباشد فخر از درویشیت
کی باهل فقر باشد خویشیت
6
گر همه جنبش بفرمان باشدت
حرمت از خدمت فراوان باشدت
7
بنده از خدمت بعقبی می رسد
لیکن از حرمت بمولی می رسد
8
حرمتت در خدمت آرام دلست
هر که خدمت کرد مرد مقبلست
9
گر نگردی ای پسر گرد خلاف
آنگهی زیبد ترا در صبر لاف
10
گر همی داری فرح را انتظار
در بلا نبود بصیرت هیچ کار