سایر · عطار
در بیان تجرید و تفرید
1
گر صفا می بایدت تجرید شو
گر خرد داری ز اهل دید شو
2
ترک دعوی هست تجرید ای پسر
فهم کن معنی تفرید ای پسر
3
اصل تجریدت وداع شهوتست
بلکه کلی انقطاع لذتست
4
گر دهی یکبار شهوت را طلاق
آن زمان گردی تو در تفرید طلاق
5
گر تو ببریدی ز موجودات امید
آنکه از تجرید گردی مستفید
6
اعتمادت چون همه بر حق بود
آن دمت تفرید جان مطلق بود
7
ترک دنیا کن برای آخرت
وز بدن برکش لباس فاخرت
8
گر بیابی از سعادت این مقام
صاحب تجرید باشی والسلام
9
گر ز عقبی دست شویی بهر حق
دان که از تفرید گیرندت سبق
10
رو مجرد باش دایم فرد باش
تا بهر فرقی نشینی گرد باش
11
گرد کبر و عجب و خودرایی مگرد
قدر خود بشناس و هر جایی مگرد
12
هر که گرد کوره انگشت گشت
جامه از دودش سیاه و زشت گشت
13
وانکه باعطار می گردد قریب
او همی یابد ز بوی خوش نصیب