کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶ - تا بدیدم حلقه زلف تو، روز من، شب است...

1

تا بدیدم حلقه زلف تو، روز من، شب است

تا ببوسیدم سر کوی تو، جانم بر لب است

2

یا رب! آن ابرو، چه محرابی است کز سودای او؟

در زوایای فلک، پیوسته یارب یارب، است

3

پیش عکس عارضت، میرم که شمع از غیرتش

هر شبی تا روز گاهی در عرق، گه در تب است

4

آفتابی، امشبم، در خانه طالع می شود

گوییا در خانه طالع، کدامین کوکب است؟

5

پای دار ای شمع و منشین تا به سر، خدمت کنیم

پیش او امشب که ما را خود سر و کار امشب است

6

صوفیان! گر همتی دارید جامی در کشید

زان خم صافی، که صاحب همتان را مشرب است

7

حسن رویت قبله من نیست تنها، کین زمان

در همه روی زمین، یک قبله و یک مذهب است

8

جان به عزم دست بوست، پای دارد، در رکاب

گر تعلل می رود، سستی ز ضعف مرکب است

9

روح سلمان، قلب و عشقت بر ترست از طور روح

ورنه عشقت، گفتمی روح است و قلبم قالب است

متن شعر کپی شد.