کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸ - عاشقان را از جمالش، روز بازار امشب است...

1

عاشقان را از جمالش، روز بازار امشب است

لیله القدری که می گویند پندار امشب است

2

حلقه ها، بین بسته، جانها، گرد رخسارش چو زلف

قدسیان را نیز گویی روز بازار، امشب است

3

عاشقان! با بخت خود شب زنده دارید امشبی

ز آنکه در عمر خود آن شوریده، بیدار امشب است

4

پای دار، ای شمع و منشین، تا به سر خدمت کنیم

پیش او امشب، که ما را خود سر و کار، امشب است

5

عود در مجلس دمی خوش می زند بی همنفس

آری، آری، وقت انفاس شکربار، امشب است

6

جنس فردا پیش نقد جان من، امشب، به می

می فروشم، کان بضاعت را خریدار، امشب است

7

زاهدان! یک دم مجالی چون کنم تدبیر چیست؟

چون پس از عمری، مجال صحبت یار، امشب است

8

گفته ای سلمان، که سر ایثار پایش می کنم

گر سر ایثار داری وقت ایثار، امشب است

متن شعر کپی شد.