سایر · سنایی
و ان علیک لعنتی الی یوم الدین
1
تا توانی به گرد کبر مگرد
با عزازیل بین که کبر چه کرد؟
2
آب طاعت برید از جویش
نیل لعنت کشید بر رویش
3
بود آدم که کرد یک عصیان
روز و شب «ربنا ظلمنا» خوان
4
چون بیفزود قدر و عزت او
داد «ثم اجتباه» خلعت او
5
هرکه خود را فکند بر در او
در دو عالم عزیز شد بر او
6
خویشتن را شناس ای نادان
تا مشرف شوی چو عقل و چوجان
7
اندرین ره که راه مردانست
هر که خو د فکند مر د آنست
8
آنکه او نیست گشت ، هستش دان
آنکه خو د دید، بت پرستش دان
9
بی خبر زان جهان و مست یکیست
خویشتن بین و بت پرست یکیسب