کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

کل یوم هو فی شان

1

این مثل در زمانه معروف است

که عملها به وقت موقوف است

2

باش راضی بدانچه او دهدت

گر همه زشت ، ورنکو دهدت

3

نیک و بد نفع و ضر و راحت ورنج

کز تو بگذشت در سرای سپنج ،

4

یا چو افسانه ایست یا خوابی

یا چو در بها روان آبی

5

حاصل عمر جز یکی دم نیست

و آن دم از رنج و غم مسلم نیست

6

نفسی کز تو بگذرد آن رفت

در پی آن نفس نه بتوان رفت

7

کوش تا آن نفس که آید پیش

نشود از تو فوت ای درویش

8

از سر نفس خیز بهر خدای

تا شوی روشناس هردوسرای

9

در ره عشق او بلاکش باش

همچو ایوب در بلا خوش باش

10

چون در آید بلا، مگردان روی

روی درحق کن و « رضینا» گوی

متن شعر کپی شد.