سایر · سنایی
حکایت
1
بود در عهد ما شهی کافر
نام او در جهان به عدل شمر
2
سایه عدل بر جهان گسترد
خلق را در خط امان آورد
3
ملک خود را به عدل کرد آباد
کآفرین بر شهان عادل باد!
4
مهربان بود بر رعیت خود
از برای صلاح دولت خود
5
در پناهش رعیت آسوده
ده به داد و دهش بیفزوده
6
ایزدش عز این جهانی داد
مدتی دیر زندگانی داد
7
روزگاری جهانگشایی کرد
کامرانی و پادشایی کرد