کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۵۰ - چشم تو با چشم من هر دم بی قیل و قال...

1

چشم تو با چشم من هر دم بی قیل و قال

دارد در درس عشق بحث و جواب و سوال

2

گاه کند لاغرم همچو لب ساغرم

گاه کند فربهم تا نروم در جوال

3

چون کشدم سوی طوی من بکشم گوش شیر

چونک نهان کرد روی ناله کنم از شغال

4

چون نگرم سوی نقش گوید ای بت پرست

چشم نهم سوی مال او دهدم گوشمال

5

گویمش ای آفتاب بر همه دل ها بتاب

جمله جهان ذره ها نور خوشت را عیال

6

سر بزن ای آفتاب از پس کوه سحاب

هر نظری را نما بی سخنی شرح حال

7

بازمگیر آب پاک از جگر شوره خاک

منع مکن از جلال پرتو نور جلال

8

جلوه چو شد نور ما آن ملک نورها

نور شود جمله روح عقل شود بی عقال

9

ای که میش خورده ای از چه تو پژمرده ای

باغ رخش دیده ای باز گشا پر و بال

10

باز سرم گشت مست هیچ مگو دست دست

باقی این بایدت رو شب و فردا تعال

متن شعر کپی شد.