سایر · اقبال لاهوری
جهان عمل
1
هست این میکده و دعوت عام است اینجا
قسمت باده به اندازه جام است اینجا
2
حرف آن راز که بیگانه صوت است هنوز
از لب جام چکید است و کلام است اینجا
3
نشه از حال بگیرند و گذشتند ز قال
نکته فلسفه درد ته جام است اینجا
4
ما درین ره نفس دهر برانداخته ایم
آفتاب سحر او لب بام است اینجا
5
ای که تو پاس غلط کرده خود میداری
آنچه پیش تو سکون است خرام است اینجا
6
ما که اندر طلب از خانه برون تاخته ایم
علم را جان بدمیدیم و عمل ساخته ایم