کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

خرابات فرنگ

1

دوش رفتم به تماشای خرابات فرنگ

شوخ گفتاری رندی دلم از دست ربود

2

گفت این نیست کلیسا که بیابی در وی

صحبت دخترک زهره وش و نای و سرود

3

این خرابات فرنگ است و ز تاثیر میش

آنچه مذموم شمارند ، نماید محمود

4

نیک و بد را به ترازوی دگر سنجیدیم

چشمه ئی داشت ترازوی نصاری و یهود

5

خوب ، زشت است اگر پنجه گیرات شکست

زشت ، خوب است اگر تاب و توان تو فزود

6

تو اگر در نگری جز به ریا نیست حیات

هر که اندر گرو صدق و صفا بود نبود

7

دعوی صدق و صفا پرده ناموس ریاست

پیر ما گفت مس از سیم بباید اندود

8

فاش گفتم بتو اسرار نهانخانه زیست

به کسی باز مگو تا که بیابی مقصود

متن شعر کپی شد.