غزل · مولوی
غزل شماره ۱۷۷۲ - چند گهی فاتحه خوانت کنم...
1
چند گهی فاتحه خوانت کنم
از پس آن شاه جهانت کنم
2
پیر شدی در غم ما باک نیست
پیر بیا تا که جوانت کنم
3
هیچ غم جان مخور ار جان برفت
بگلر لشکرگه جانت کنم
4
آنچ محال است تصور دهم
وجه محالیش بیانت کنم
5
ره دهمت تا به اصول اصول
راه چه باشد که چنانت کنم
6
گر چه کلیمی همه در اعتراض
کشف کنم خضر زمانت کنم