کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده شماره ۱۰ - دل چو سلطان ملک جان گردد...

1

دل چو سلطان ملک جان گردد

پادشاه همه جهان گردد

2

چون ز چونی رسد به بی چونی

مالک ملک لامکان گردد

3

دل ز صورت چو رو به معنی کرد

بی نشانش همه نشان گردد

4

گرد بر گرد نقطه وحدت

همچو پرگار خط کشان گردد

5

اول خویش را چو بشناسد

مهدی آخر الزمان گرد

6

چون طلسمش شکسته شد به درست

گنج پنهان بر او عیان گردد

7

نقد دل قلب از آنش می خوانند

که ملقب به این و آن گردد

8

گاه باشد مجاور کعبه

گاه مست در مغان گردد

9

عرش اعظم دل است و آن دل ماست

به دلیل این سخن بیان گردد

10

هر که شد غرقه اندر این دریا

قطره اش بحر بیکران گردد

11

چون ز هستی خود شود فانی

باقی ملک جاودان گردد

12

هر که دل را شناخت در دو جهان

فارغ از سود و از زیان گردد

13

لیس فی الدار غیره دیار

این چنین کن اگر چنان گردد

14

سخن دل ز گفته سید

مونس جان عاشقان گردد

متن شعر کپی شد.