کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده شماره ۳۴ - گر در این بحر آشنا یابی...

1

گر در این بحر آشنا یابی

عین ما را به عین ما یابی

2

دردمندی اگر دوا جوئی

درد می نوش تا شفا یابی

3

گر وصال خدای خود طلبی

بگذر از خود که تا خدا یابی

4

نقد معنی که گنج صورت ماست

گر بجوئی ز بینوا یابی

5

از فنا بگذر و بقا را جو

که بقا را هم از فنا یابی

6

ذوق در عاشقی و قلاشی است

ذوق از زاهدی کجا یابی

7

همدم جام می شو ای عاشق

تا نصیبی ز ذوق دریابی

8

ای که گوئی که تا کیش جویم

جاودانش بجوی تا یابی

9

خویش گم کرده ای و می جوئی

خوش بود خویش را چو وایابی

10

عاشقانه بیا قدم در نه

یا کشندت بعشق یا یابی

11

خلعت عشق را بپوشی خوش

گر ز آل عبا عبا یابی

12

در غمش پایدار مردانه

که ز عشقش بسی غنا یابی

13

راحت جان مبتلا دانی

گر ز بالای او بلا یابی

14

تا که مقصود دو سرا یابی

نعمت الله را بدست آور

متن شعر کپی شد.