غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۱ - هر چه گفتم عیان شود به خدا ...
1
هر چه گفتم عیان شود به خدا
پیر ما هم جوان شود به خدا
2
در میخانه را گشاد یقین
ساقی عاشقان شود به خدا
3
هر چه گفتم همه چنان گردید
هر چه گویم همان شود به خدا
4
از سر ذوق این سخن گفتم
بشنو از من که آن شود به خدا
5
آینه گیش چشک می آرم
نور آن رو عیان شود به خدا
6
باز علم بلیغ می خوانم
این معانی بیان شود به خدا
7
گوش کن گفته خوش سید
این چنین آن چنان شود به خدا