غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۱۵ - عالمی غرقند در سیلاب ما...
1
عالمی غرقند در سیلاب ما
تشنگان دانند قدر آب ما
2
آفتابی رو نماید روشن است
زاهدی از کجا و ما ز کجا
3
خوش خیالی می نماید روز و شب
با خدائیم با خدا به خدا
4
حکم میخانه به ما بخشیده است
گر چه هستیم مبتلای بلا
5
نسبت ما با رسول الله بود
خوشتر از درد دل کجا است دوا
6
در خرابات مغان گر بگذری
تا بیابی تو ذوق مستی ما
7
بر در سید مقامی یافتیم
فصل فضل او بود در باب ما