کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶ - صد دوا بادا فدای درد بی درمان ما...

1

صد دوا بادا فدای درد بی درمان ما

درد دردش نوش کن گر می بری فرمان ما

2

ما حیات جاودانی یافتیم از عشق او

همدم زنده دلان شو تا بدانی جان ما

3

خانه خالی کرده ایم و خوش نشسته بر درش

غیر او را نیست بارش در سرابستان ما

4

جان ما آئینه دار حضرت جانان بود

عشق او گنجی است در کنج دل ویران ما

5

غرق دریائیم و خوش خوش دست و پائی می زنیم

ذوق اگر داری درآ در بحر بی پایان ما

6

خون دل در جام دیده پیش مردم می نهیم

در خیال آنکه بنشیند دمی بر خوان ما

7

نعمت دنیی و عقبی آن تو ای نازنین

ما از آن نعمت الله ، نعمت الله آن ما

متن شعر کپی شد.