کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵ - صد دوا بادا دوای درد بی درمان ما...

1

صد دوا بادا دوای درد بی درمان ما

درد دردش نوش کن گر می بری فرمان ما

2

خون دل در جام دیده عاشقانه ریختیم

بر امید آنکه بنشیند دمی بر خوان ما

3

خانه خالی کرده ایم و خوش نشسته بر درش

غیر او را نیست باری در سرا بستان ما

4

در حیات جاودانی یافته از عشق او

همدم زنده دلان شو تا بیابی جان ما

5

در میان ما و او غیری نمی آید به کار

ما از آن دلبریم و دلبر ما ز آن ما

6

درد درد او دوای درد ما باشد مدام

عشق او گنجیست در کنج دل ویران ما

7

آشنای نعمت اللهیم و غرق بحر او

ذوق اگر داری درآ در بحر بی پایان ما

متن شعر کپی شد.