غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۳۶ - حضرت او را به او بینیم ما...
1
حضرت او را به او بینیم ما
لاجرم او را نکو بینیم ما
2
آب چشم ما به هر سو رو نهاد
غرق دریا مو به مو بینیم ما
3
غیر او در آتش غیرت بسوخت
غیر او چون نیست چون بینیم ما
4
عاشق و معشوق ما هر دو یکیست
رشته یک تو کی دو تو بینیم ما
5
احولست آن کس که یک بیند به دو
کی چو احول یک به دو بینیم ما
6
در نظر داریم دایم آینه
جان و جانان روبرو بینیم ما
7
دیگران او را به نعمت دیده اند
نعمت الله را به او بینیم ما