کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰ - نور او در دیده بینا خوشی دیدیم ما...

1

نور او در دیده بینا خوشی دیدیم ما

نور مردم را به نور چشم او دیدیم ما

2

شخص و سایه دو نماید در نظر اما یکیست

دو کجا بینیم چون از اهل توحیدیم ما

3

غیر نور روی او در دیده ما هست نیست

هرچه رو بنمود از آن رو بازپرسیدیم ما

4

ز آفتاب حسن او عالم همه روشن شده

کس ندیده این چنین نوری و نشنیدیم ما

5

ساقی مستیم و میخانه سبیل ما بود

می به هر رندی که دل می خواست بخشیدیم ما

6

مو به مو زلف سیاهت ما به دست آورده ایم

گیسوئی خوش بافته بر دست پیچیدیم ما

7

در خرابات مغان با نعمت الله همدمیم

عاشقانه جام می از ذوق نوشیدیم ما

متن شعر کپی شد.