کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹ - بنده ساقی ما شو تا شوی سلطان ما...

1

بنده ساقی ما شو تا شوی سلطان ما

جان فدا کن تا شوی جانان ما ای جان ما

2

چشم صورت بین ببند و دیده معنی گشا

تا ببینی بر سریر ملک دل سلطان ما

3

گر گدای عشق باشی پادشاه عالمی

حکم تو گردد روان گر می بری فرمان ما

4

از نم چشم و غم دل نقل و باده می خوریم

الصلا گر عاشقی نزلی بخور از خوان ما

5

حال ما پیدا شود بر ساکنان صومعه

گر جمال خود نماید شاهد پنهان ما

6

همدم جامیم ساقی را حریف سرخوشیم

ذوق اگر داری طلب کن خدمت رندان ما

7

مجلس عشقست و سید عاشق و معشوق او

این چنین بزمی بیابی گر شوی مهمان ما

متن شعر کپی شد.