غزل · شاه نعمت الله ولی
غزل شماره ۵۶ - بیا ای ساقی مستان خدا را...
1
بیا ای ساقی مستان خدا را
که مشتاقند سر مستان خدا را
2
اگر خرقه نمی گیری گروگان
بده جامی به درویشان خدا را
3
طبیب دردمندانی نظر کن
که دارم درد بی درمان خدا را
4
برو ای عقل سودائی چه جوئی
ز جان بی سر و سامان خدا را
5
ز سر مستان گلشن ذوق ما جو
که کم دانند هشیاران خدا را
6
خراباتست و ما مست و خرابیم
حریف مست می خواران خدا را
7
نباشم یک دمی بی نعمت الله
که پیدا دیدم و پنهان خدا را