کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷ - ذوق ما داری درآ در بحر ما ، ما را طلب...

1

ذوق ما داری درآ در بحر ما ، ما را طلب

آبرو جوئی مرو هر سو بیا ما را طلب

2

موج دریائیم و ما را دل به دریا می کشد

حال این دریای ما گر بایدت از ما طلب

3

ای محقق بی حقیقت هیچ شیئی هست نیست

عارفانه این حقیقت در همه اشیا طلب

4

هر که آید در نظر ای نور چشم عاشقان

دست او را بوسه ده گم کرده خود را طلب

5

نقد گنج کنت کنزا را بجو در کنج دل

گوهر در یتیم مخزن دلها طلب

6

قاب قوسین از خط محور پدید آمد تو نیز

خط برانداز از میان معنی او ادنی طلب

7

آفتاب حسن او و چشم مردم رو نمود

روشنست این نور او در دیده بینا طلب

8

دنیی و عقبی و جسم و جان این و آن گذار

گر تو چون ما طالبی مطلوب بی همتا طلب

9

اسم اعظم را بخوان و یک مسمی را بدان

نعمت الله را بجو مجموعه اشیا طلب

متن شعر کپی شد.